بیماری های مغزی, دسته‌بندی نشده

آلزایمر و زوال عقل؛ وقتی حافظه آرام‌آرام خاموش می‌شود

پدر یکی از دوستانم مدتی است که فراموشی‌هایش رنگ دیگری گرفته است. گاهی پولی را جایی پنهان می‌کند و چند ساعت بعد با نگرانی همه‌ی خانه را به دنبال آن می‌گردد، بی‌آنکه به خاطر بیاورد خودش آن را کجا گذاشته است. بعضی اوقات برای خریدی که فقط چند دقیقه تا سر کوچه فاصله دارد از خانه بیرون می‌رود، اما یک ساعت بعد برمی‌گردد؛ چون مسیر آشنا را گم کرده است. گاهی هم یک سؤال را چند بار پشت سر هم می‌پرسد، انگار پاسخ قبلی هیچ‌وقت گفته نشده است.

خانواده‌اش ابتدا همه‌ی این اتفاق‌ها را به حساب بالا رفتن سن گذاشتند؛ اما وقتی این فراموشی‌ها یکی پس از دیگری تکرار شدند، دیگر کسی نمی‌توانست با خیال راحت بگوید: «طبیعی است.»

آلزایمر و زوال عقل دقیقاً چه فرقی با هم دارند؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند آلزایمر و زوال عقل یک بیماری هستند؛ اما در واقع این دو با هم فرق دارند.

زوال عقل یا دمانس، نام یک بیماری مشخص نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از علائم است. یعنی حافظه، قدرت فکر کردن، صحبت کردن و انجام کارهای روزمره به‌تدریج ضعیف می‌شوند؛ آن‌قدر که زندگی مستقل فرد را مختل می‌کنند.

شایع‌ترین علت زوال عقل، آلزایمر است. به زبان ساده، از هر سه نفری که دچار زوال عقل می‌شوند، حدود دو نفر به آلزایمر مبتلا هستند.

بیاین دقیق تر بررسی کنیم

در بیماری آلزایمر، دو نوع پروتئین غیرطبیعی به نام آمیلوئید و تاو به‌تدریج در مغز تجمع پیدا می‌کنند. این تجمع به سلول‌های عصبی آسیب می‌زند و ارتباط آن‌ها با یکدیگر را مختل می‌کند؛ به همین دلیل، حافظه و سایر توانایی‌های ذهنی به‌مرور کاهش پیدا می‌کنند.

نکته‌ی جالب اینجاست که آلزایمر معمولاً ابتدا هیپوکامپ را درگیر می‌کند؛ بخشی از مغز که مسئول ثبت خاطرات جدید است. به همین دلیل، در مراحل اولیه، فرد بیشتر اتفاقاتی را که همین چند ساعت یا چند روز قبل رخ داده‌اند فراموش می‌کند، اما خاطرات قدیمی، مثل خاطرات دوران کودکی یا جوانی، ممکن است تا مدت‌ها در ذهنش باقی بمانند.

پس اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، همه‌ی افراد مبتلا به آلزایمر دچار زوال عقل می‌شوند، اما همه‌ی افراد مبتلا به زوال عقل، آلزایمر ندارند.

گاهی علت زوال عقل، آسیب به رگ‌های مغز و سکته‌های مغزی کوچک است که به آن زوال عروقی می‌گویند. گاهی هم به دلیل تجمع پروتئین‌هایی به نام اجسام لویی در سلول‌های مغز ایجاد می‌شود. این افراد علاوه بر مشکلات حافظه، ممکن است چیزهایی را ببینند که وجود ندارند، دست‌هایشان بلرزد یا حرکاتشان کندتر از قبل شود.

نوع دیگری هم وجود دارد که بیشتر بخش جلویی و کناری مغز را درگیر می‌کند و به آن زوال فرونتوتمپورال می‌گویند. در این نوع، معمولاً تغییر رفتار، شخصیت یا اختلال در گفتار، زودتر از مشکلات حافظه خودش را نشان می‌دهد.

چرا باید این بیماری را جدی بگیریم؟

با بیشتر شدن امید به زندگی، تعداد سالمندان هم افزایش پیدا کرده است؛ به همین دلیل، تعداد افراد مبتلا به زوال عقل نیز هر سال بیشتر می‌شود.

اما این بیماری فقط حافظه‌ی یک نفر را درگیر نمی‌کند؛ زندگی تمام اعضای خانواده را هم تغییر می‌دهد. تصور کنید پدری که همیشه تاریخ تولد فرزندانش را از حفظ بود، یک روز دیگر آن‌ها را به یاد نیاورد یا مادری که سال‌ها با چشم بسته راه خانه را پیدا می‌کرد، ناگهان در همان مسیر همیشگی سردرگم شود. کنار آمدن با چنین تغییری برای خانواده آسان نیست.

نکته‌ی مهم‌تر این است که آلزایمر معمولاً ۱۰ تا ۲۰ سال پیش از آنکه اولین علائمش ظاهر شود، در مغز آغاز می‌شود. به همین دلیل، تشخیص زودهنگام و شروع مراقبت‌ها می‌تواند روند پیشرفت بیماری را کندتر کند؛ هرچند هنوز درمان قطعی برای آن وجود ندارد.

از کجا بفهمیم ممکن است آلزایمر باشد؟

اگر یکی از این نشانه‌ها به‌طور مداوم دیده شود، بهتر است آن را جدی بگیرید:

  • فراموش کردن اطلاعاتی که به‌تازگی یاد گرفته شده‌اند.
  • گم کردن مسیرهای آشنا یا سردرگمی در زمان و مکان.
  • سخت پیدا کردن کلمات هنگام صحبت کردن.
  • تغییرات غیرعادی در خلق‌وخو یا شخصیت.
  • کنار کشیدن از فعالیت‌های اجتماعی یا کارهایی که قبلاً از انجام آن‌ها لذت می‌برد.

البته هر فراموشی‌ای نشانه‌ی آلزایمر نیست. اینکه گاهی یادتان برود کلید را کجا گذاشته‌اید یا اسم یک نفر لحظه‌ای از یادتان برود، برای بیشتر آدم‌ها پیش می‌آید. اما اگر این فراموشی‌ها مرتب تکرار شوند، روی زندگی روزمره اثر بگذارند یا اطرافیان هم متوجه تغییرات شوند، بهتر است موضوع را با پزشک در میان بگذارید.

آیا می‌توان خطر ابتلا را کمتر کرد؟

هنوز راهی برای پیشگیری قطعی از آلزایمر وجود ندارد، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند این عادت‌ها می‌توانند خطر ابتلا را کاهش دهند یا روند بیماری را کندتر کنند:

  • فعالیت بدنی منظم، حتی یک پیاده‌روی روزانه.
  • تغذیه‌ی سالم، مانند رژیم مدیترانه‌ای یا رژیم MIND که سرشار از سبزیجات، ماهی، مغزها و روغن زیتون است.
  • فعال نگه داشتن مغز با مطالعه، یادگیری یک مهارت یا زبان جدید و حل جدول و معما.
  • حفظ ارتباط با خانواده و دوستان، چون تنهایی و انزوا خطر زوال عقل را افزایش می‌دهد.
  • کنترل فشار خون، دیابت و کلسترول برای حفظ سلامت رگ‌های مغز.
  • خواب کافی و باکیفیت؛ زیرا مغز هنگام خواب بخشی از مواد زائد و پروتئین‌های اضافی را پاک‌سازی می‌کند.

خب، حالا چه کار کنیم؟

اگر احساس می‌کنید خودتان یا یکی از عزیزانتان نشانه‌های نگران‌کننده‌ای دارد، منتظر نمانید. مراجعه‌ی زودهنگام به پزشک متخصص مغز و اعصاب یا روان‌پزشک سالمندان، فرصت بیشتری برای تشخیص و مدیریت بیماری فراهم می‌کند.

و اگر هیچ علامتی ندارید، از همین امروز یک عادت مفید را وارد برنامه‌ی زندگی‌تان کنید؛ مثلاً هر روز نیم ساعت پیاده‌روی کنید، کتاب بخوانید، ساز زدن یا یک زبان جدید یاد بگیرید یا زمانی را برای دیدار با دوستان و خانواده کنار بگذارید.

حافظه، فقط با بالا رفتن سن تغییر نمی‌کند؛ سبک زندگی ما هم نقش مهمی در سالم ماندن آن دارد.

«همه‌ی ما نمی‌توانیم سن را متوقف کنیم، اما می‌توانیم با انتخاب‌های امروزمان، از حافظه‌ی فردایمان بهتر مراقبت کنیم.»

مریم طباطبائی ✍️

مدرس تندخوانی، تقویت حافظه و مهارت‌های یادگیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *